شمارهٔ ۷۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست
صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیر
دیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست
تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدام
سرگشتگی و حال پریشانم آرزوست
بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سر
دیدار روی دلکش جانانم آرزوست
خواهم که رو بکعبهٔ مقصود آورم
یعنی جوار شاه خراسانم آرزوست
گفتم صغیر سیل سرشگت جهان گرفت
گفتا چو نوح دیدن طوفانم آرزوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از آرزوها و عشق خود صحبت میکند. او آرزوی بوسهای از لبهای معشوق را دارد و به اسیری در دام عشق اشاره میکند که دیگر به باغ و بستان نمیاندیشد. او به دنبال شناخت و نسبت با موی معشوق است و حالت سرگشتگی و پریشانی خود را بیان میکند. همچنین، دیدن چهره دلربای محبوب و نزدیک شدن به او را خواستار است. در نهایت، به آرزوی دیدن طوفان زندگی به مانند نوح اشاره میکند، به این معنا که در برابر چالشها و مشکلات، میخواهد قوی بماند و بر مشکلات فائق آید.