نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دلبران را همه سخت است دل و پیمان سست

یا که ای سنگدل این قاعده در مذهب تست

هیچ پیکان ز کمانخانهٔ ابروت نجَست

تا که اول دل زاری هدف خویش نجُست

که سر خوان غم عشق تو ای دوست نشَست؟

کاوّلین مرتبه از هستی خود دست نشُست

گر دلی را چو دل من فلک سفله نخَست

چه کنم این شده تقدیر من از روز نخُست

در جهان هیچکس از قید غم و غصه نرَست

بی‌غمی، هست گیاهی که در این باغ نرُست

این درست است که حق در دلِ بشکسته‌درَست

کز شکست دل بشکسته شود کار دُرست

آفرین بر تو صغیرا دگر این قاعده چیست

که چنین طبع تواش کرد بیان چابک و چُست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر بیان می‌شود که دل‌بران و عاشقان، همیشه در معرض دل‌سختی و پیمان‌های سست قرار دارند. شاعر به سنگدلی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ پیکان عشق نمی‌تواند هدف قرار گیرد تا زمانی که دل گریان وی هدفش نباشد. او از غم و حسرت عشق می‌گوید و باور دارد که هیچ‌کس در این دنیا از غم رهایی نیافته است. در نهایت، شاعر از قدرت بیان و طبع خود ستایش می‌کند و می‌پرسد که چگونه چنین طبعی در او شکل گرفته است.