شمارهٔ ۷۷ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
که خواست منکسف این آفتاب تابان را
بغیر اینکه ز دست آنچه داشتی دادی
چه استفاده گرفتی فریب و دستان را
نکرده ای زیری زیر از کلام خدای
حق از تو زیروزبر کرد مرز و سامان را
زرنگ رنگ عذاب وز گونه گونه عتاب
خدای بهر تو بنموده نقد نیران را
صغیر معجز فرقان کتاب احمد برد
ز خاطر همه شرح کلیم و ثعبان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بدخواهان و افرادی است که به طمع و فریبکاری، قصد دارند حقیقت و نور را پنهان کنند. شاعر به آنها هشدار میدهد که در نهایت، از فریب و نیرنگ خود هیچ سودی نخواهند برد و خداوند حقیقت را بر آنها آشکار خواهد کرد. همچنین، اشارهای به معجزات و آموزههای الهی میکند که در کتابهای مقدس آمده است و نشاندهنده قدرت و علم خداوند میباشد. به طور کلی، شعر به مبارزه با شر و فریبکاری و تأکید بر روشنایی و حقیقت میپردازد.