نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع

ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها

وی یاد جان‌افروز تو آرام جان‌ها

با اینکه بیرون از زمان و از مکانی

شاه زمان‌ها هستی و ماه مکان‌ها

گفتی نفخت فیه من روحی به قرآن

هستی خود ای جان جهان روح روان‌ها

منزل گرفتنی در دل دلدادگانت

گرچه نگنجی در زمین و آسمان‌ها

فرط ظهورت پرده روی نکو شد

ای بی‌نشان پنهان شدستی در نشان‌ها

نقش بدیعی باشدت از خامه صنع

هر گل که می‌روید به طرف بوستان‌ها

هرگز ندیدیم از تو غیر از مهربانی

ای مهربان‌تر از تمام مهربان‌ها

وصفت نیامد در بیان یک از هزاران

چندان که گفتند اهل بینش داستان‌ها

کی می‌توان بردن صغیر این ره به پایان

در این بیابان گشته گم بس کاروان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبوبی است که تا حدی فراتر از زمان و مکان می‌باشد. شاعر به ستایش معشوق می‌پردازد و او را با صفاتی چون "شاه زمان‌ها" و "ماه مکان‌ها" توصیف می‌کند. همچنین ارتباط عمیق و روحانی میان عاشق و معشوق را نشان می‌دهد و از این می‌گوید که این عشق نمی‌تواند در محدوده‌های مادی محدود شود. شاعر به مهربانی و زیبایی معشوق اشاره کرده و بیان می‌کند که هیچ‌کس را به اندازه او مهربان نمی‌بیند. در نهایت، او به دشواری‌های راه عشق اشاره می‌کند و از گمشدگی در این مسیر صحبت می‌کند.