شمارهٔ ۷۸ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
دست گیر از ضعفا پای چو برخاست ترا
کن مهیا ز وفا خواستهٔ محرومان
ای که ناخواسته هر چیز مهیاست ترا
جرعهٔی هم بحریفان تهی کاسه ببخش
ای که پر می قدح و ساغر و میناست ترا
ای به هر دایره پرگار صفت سرگردان
بشنو این نکته که آن حل معماست ترا
حاجت خویش بمحتاج دگر عرضه مکن
از خداوند طلب هر چه تقاضاست ترا
دوش پیر خردم گفت ز احمق بگریز
گرچه در موعظه انفاس مسیحاست ترا
بی دلیلت نشود ره سر موئی نزدیک
گرچه هر مو قدم بایده پیماست ترا
سوی معراج وصالت نبود بال عروج
تا ز قید من و ما سلسله برپاست ترا
چون طبایع بتفاوت شده ایجاد صغیر
مصلحت با همه کس رفق و مداراست ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به قدرت و توانمندی فردی که به دیگران کمک میکند اشاره دارد. شاعر از او میخواهد که به ضعفا یاری رسانده و در رسیدگی به خواستههای محرومان جدی باشد. او همچنین به اهمیت بخشش و سخاوت اشاره میکند و از شنیدن نکتههای عمیق زندگی دعوت میکند. در ادامه، شاعر تأکید میکند که هر کسی باید نیازهای خود را به خداوند عرضه کند و از درخواست از دیگران بپرهیزد. او همچنین نصیحتی از فردی دانا نقل میکند که باید از ابلهان دوری کرد و به پیروی از دلایل عقلانی پرداخت. در نهایت، به ضرورت همکاری و همدلی در جامعه تأکید میشود چرا که همه افراد با یکدیگر ارتباط دارند.