شمارهٔ ۸ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
خوشتر از صحت بود این گونه بیماری مرا
تا در این بیماریم از بی پرستاری چه باک
میکند بیماری از شفقت پرستاری مرا
تا گرفتارم به عشق آزادم از کون و مکان
کرده آزاد از دو عالم این گرفتاری مرا
گرچه خوارم لیک با آن گل قرینم روز و شب
عزتی هرگز نباشد به از این خواری مرا
من خود ار خواهم برای اوست نی از بهر خود
گفتمت این تاز خودخواهان مپنداری مرا
ای فلک من نیستم آن کز تو بینم نیک و بد
دست بگشا گر که بتوانی بیازاری مرا
میکنم از همت خود چرخ را یاری صغیر
گر کند لطف علی مرتضی یاری مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بیماری عشق و زیبایی آن است. شاعر به این نکته اشاره میکند که این عشق برای او حیاتبخشتر از صحت و سلامتی است. او از پرستاری و محبت دیگران در این درد عشق نمیترسد و این بیماری او را از قید و بند دنیا آزاد کرده است. حتی اگر در نظر دیگران خوار و ذلیل باشد، مگر آنکه در کنار محبوبش باشد، که این حضوری ارزشمند است. شاعر میگوید که عشقش برای محبوب است و نه برای خود. او همچنین به فلک (سرنوشت) میگوید که در تصمیمگیریهایش مستقل است و درخواست یاری دارد. در نهایت، او به امید لطف امام علی (ع) به آینده خوشبین است.