شمارهٔ ۹۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
مرده پندارش که هیچ از عمر برخوردار نیست
معرفت موقوف دیدار است و بس یا للعجب
چو نشود عرفان حق حاصل اگر دیدار نیست
عالم ایجاد از روی مثل آئینه ایست
واندر آن آئینه پیدا جز جمال یار نیست
سرمهٔ تحقیقت ار بخشد بچشم دل ضیاء
غیر او بینی در این دیر کهن دیار نیست
دفع پندار من و ما کن ز خود او را ببین
کاین من و ما در حقیقت هیچ جز پندار نیست
راستی کیفیت منصور ثابت می کند
اینکه جای حرف حق جز بر فراز دار نیست
بذل جان کردند مردان بهر حرف حق صغیر
بیخودانرا ترک جان بهر خدا دشوار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم معرفت و وجود در عالم اشاره دارد. شاعر بیان میکند که کسی که معرفت ندارد، در واقع زنده نیست و کسی که از شناخت خداوند محروم است، زندگی حقیقی را تجربه نمیکند. معرفت تنها از طریق دیدار و شناخت حق حاصل میشود. عالم به مانند آینهای است که تنها زیبایی یار در آن نمایان است. اگر کسی بتواند با چشم دل به تحقیق بپردازد، جز خدا چیزی در این دنیا نمیبیند. همچنین، شاعر اشاره میکند که ما انسانها تنها بر اساس پندارهایمان وجود داریم و در حقیقت، من و ما هیچ معنا و حقیقتی نداریم. در نهایت، اشارهای به جانفشانی افراد برای بیان حقیقت و قربانی کردن جانشان به خاطر خداوند میشود.