شمارهٔ ۹۱ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
لیک در اصل یم و قطره جدا از هم نیست
آدمی گنج الهی است که در بحر وجود
گوهری نیست که در آب و گل آدم نیست
پی باسرار دل کس نتوان برد بلی
اندرین خانه کسی غیر خدا محرم نیست
هر که دانست بنادانی خود کرد اقرار
هیچ کس باخبر از کیفیت عالم نیست
نفس پیر خرابات بنازم که سحر
نفس باد صبا بی مددش خرم نیست
تا که از هستی عاشق سر موئی باقی است
رشتهٔ عشق هنوزش ببتان محکم نیست
نکند ناله گر از درد صغیر این نه عجب
دم از آن بسته که او را بجهان همدم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به ارتباط عمیق بین انسان و حقیقت الهی اشاره دارد. با وجود اینکه ظاهراً انسان و خدا جدا از هم به نظر میرسند، در واقع هر دو دارای جوهر واحدی هستند. انسان به عنوان گنجی الهی در دریا وجود قرار دارد و نمیتوان از اسرار دل کسی آگاه شد مگر اینکه خداوند به او اجازه دهد. هیچکس نمیتواند به طور کامل از ماهیت عالم باخبر شود و خودشناسی اولین گام در شناخت حقیقت است. همچنین اشعار به عشق و نیاز به ارتباط با خدا اشاره میکند و بیان میکند که تا زمانی که عشق در دل وجود دارد، ارتباطات و وابستگیها همچنان قوی و پایدار خواهد بود.