شمارهٔ ۲۹ - پند لقمان صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
حضرت لقمان که بنوع بشر
هست ز حکمت به حقیقت پدر
با پسر خویش برای رشاد
گفت سخنها ز طریق و داد
لاجرم از آن درر آبدار
گویمت این چار در شاهوار
گفت پسر را که دو حرف از ضمیر
محو مکن پند پدر در پذیر
زان دو یکی مرگ بود یک خدا
باشد از این هر دو تغافل خطا
هر دو دگر هست فراموش کن
جان پدر پند مرا گوش کن
زان دو یکی اینکه اگر در جهان
کس بتو بد کرد تو بگذر از آن
وان یکش این کز تو ز راه وفا
رفت چو نیکی بکسی کن رها
نیست مر این چار سخن را نظیر
آن دو بگیر این دو رها کن صغیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
حضرت لقمان به پسرش با کلام حکیمانهای میآموزد که در زندگی دو نکته را فراموش نکند: یکی اینکه به یاد داشته باشد مرگ حتمی است و دیگری اینکه تنها خداوند را در نظر داشته باشد. او توصیه میکند که در برابر بدیهای مردم، ببخشد و در عوض، اگر نیکی به کسی کرد، آن را فراموش نکند. لقمان میگوید این چهار حرف و پند، بینظیر است و از پسرش میخواهد که این دو نکته مهم را در زندگیاش به کار گیرد و از دیگر مباحث بیاهمیت پرهیز کند.