نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ - حکایت صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بزشتی کرد تسخر عیب‌جوئی

که از خوبی نداری آبروئی

تو را حق کرده محروم از ملاحت

ز اعضای تو میریزید قباحت

بهر عضو نو عیبی آشکار است

ز دیدارت نگاه اندر فرار است

ملاقات تو افزاید کدورت

گریز از چون توئی باشد ضرورت

نگفت ار من همه عیبم سراپا

در این صورت نباشم چون تو رسوا

ترا یک عضو بد در کار باشد

کزان کارت بسی دشوار باشد

بخوبی گر سرا پا همچو جانی

پسند کس نئی چون بد زبانی

چو عیب نقش می‌گویی به هُش باش

که گویی در حقیقت عیب نقاش

صغیر از عیب جوئیها حذر کن

گرت چشمی بود در خود نظر کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد عیب‌جویی و تمسخر دیگران می‌پردازد. شاعر با بیان این‌که عیوب هر شخصی می‌تواند مشخص باشد، تأکید می‌کند که عیب‌جویی از دیگران نشان‌دهنده‌ی ضعف و نقص خود شخص است. او می‌گوید کسی که به عیوب دیگران می‌پردازد، در واقع خود را رسوا می‌کند و بهتر است بجای عیب‌جویی به نقص‌های خود توجه کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زیبایی واقعی در رفتار و کلام خوب نهفته است و نه در عیب‌جویی و بی‌احترامی.