نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با من فلک هزار جفا هر زمان کند

آری سپهر آنچه تو خواهی همان کند

با هر که مهربان شود او را کند هلاک

زین ره مگر فلک به منش مهربان کند

ز آسیب حادثات زمان آنزمان کسی

دوری کند که دوری از اهل زمان کند

باید فراق روی تو را خواست ز آسمان

چون بر خلاف خواهش کس آسمان کند

خوش آن که دولت ابدی رو کند به او

یعنی که رو به درگه پیر مغان کند

پیش تو مدعی کند اظهار شوق من

شاید به این وسیله تو را بدگمان کند

آزار من بقصد جفا می کند (سحاب)

اما بهانه این که مرا امتحان کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بی‌عدالتی‌ها و سختی‌هایی که زمان و سرنوشت بر او می‌آورند، اشاره می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که آسمان هر چیزی را که بخواهد، محقق می‌سازد، حتی اگر به ضرر انسان باشد. شاعر از دوری و فراق از عشقش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هرکس به دوستانش نزدیک‌تر شود، ممکن است دچار آسیب‌پذیری شود. او بر این باور است که خوشبختی ابدی، تنها با توجه به نور حکمت و درگاه عشق به دست می‌آید. در نهایت، او از آزارهایی که به قصد آزمایش بر او می‌آید، گلایه دارد و امیدوار است که در این مسیر، محبت معشوقش را به دست آورد.