نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نثارت جان کنم گر زر نباشد

اشارت کن گرت باور نباشد

جهان از آتش آهم بسوزد

اگر از آب چشمم تر نباشد

نباشد ماه من بی مهر چندان

اگر بی مهری اختر نباشد

به زیر تیغ نالم تا نیاید

که عیشی زین مرا خوش تر نباشد

کشی بی جرم خلقی را و دانی

سئوالی از تو در محشر نباشد

غم هجرم ز درد رشک اغیار

نباشد بیش اگر کمتر نباشد

نمیرد تا (سحاب) از دست جورت

تو را از حال او باور نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسی عمیق و غم‌انگیز است. شاعر در آن از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و به رابطه‌ای عاشقانه اشاره می‌کند که با درد و جدایی همراه است. او به وضوح احساس می‌کند که عشقش بدون محبت معشوق بی‌معناست و برای او همه چیز نمایانگر عشق و وابستگی است. در این متن، تمایلات و ناامیدی‌های شاعر در برابر جدایی و دوری عشقش به تصویر کشیده شده است و نشان می‌دهد که زندگی بدون عشق او بی‌ارزش است. به طور کلی، این شعر نماد معانی عمیق احساسات انسانی نسبت به عشق و فاصله‌گذاری‌هاست.