شمارهٔ ۱۶۳ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد
گردش گوی خور از لطمهٔ چوگان تو باد
نرسد پای وجودت چو بر اقلیم وجوب
برتر از کون و مکان عالم امکان تو باد
در حریم حرم عیش و طرب مهر و سپهر
دایم این مجمر و آن مجمره گردان تو باد
ماه از شمع وثاق تو پی کسب ضیا
همچو شمع فلک از شمسه ی ایوان تو باد
آب سرچشمه ی حیوان چو بود خاک درت
خضر لب تشنه ی سرچشمه ی حیوان تو باد
نه فلک در صدف آید به محیط کرمت
هر یکی پر گهر از قطره ی احسان تو باد
گلشن عیش بود بزم می و روی نگار
ز آن دو گلشن گل مقصود به دامان تو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و عظمت بُعدی از وجود یک شخص خاص پرداخته است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، این فرد را برتر از دیگران و در بالاترین سطح از کمال معرفی میکند. او به قدرت و جاذبهی این فرد در عالم وجود اشاره میکند و بیان میکند که خوشی و لذت در ارتباط با اوست. همچنین، شاعر به منابع زندگی و زندهکنندگی اشاره میکند که این شخص برای دیگران به ارمغان میآورد. به طور کلی، این متن به تحسین مقام و منزلت این شخصیت میپردازد و او را مرکز شادی و زندگی میداند.