شمارهٔ ۱۶۷ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کی ز امتداد روز قیامت حذر کند
هر کس که در فراق شبی را سحر کند
بر ناورد خدنگ خود از سینه ام مباد
دل از شکاف سینه بر او یک نظر کند
یک ناله می کشم ز جفای تو در پی اش
صد ناله ی دگر که مبادا اثر کند
آن را که سر به خاک نیفتد ز تیغ تو
از شرم چون به حشر سر از خاک بر کند
این آب چشم خلق به کویش همیشه نیست
وقتی رسد کز آتش آهم حذر کند
با داستان عشق تو فرزانه عاشقی
کافسانه های هر دو جهان مختصر کند
تا بی خبر ز خود کندم وقت دیدنش
اول مرا ز مژده ی وصلش خبر کند
فریاد اگر (سحاب) به دارای دادگر
فریاد از جفای تو بیدادگر کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عاشقانه و اندوه ناشی از فراق میپردازد. شاعر از روز قیامت سخن میگوید و به عذاب دل خود در جدایی اشاره میکند. او از عشق و وفاداری سخن میگوید و نگران تأثیر رنجشها بر دل خویش است. شاعر همچنین به عشق مقدس و اثرات آن در دو جهان اشاره کرده و امیدوار است که زمان وصال بیخبر نگذرد. در آخر، او از درد فراق و ظلمی که از سوی محبوب به او میرسد، شکایت میکند.