نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف

آورده خار گلبن حسنت به بار حیف

از بس حذر نکردیم از آه دل کنون

از دود آهم آئینه ات گشته تار حیف

شد غنچه ی لب و گل رویت نهان ز خط

زان غنچه صد دریغ وز آن گل هزار حیف

آمد به بار گل بسی آری، در این چمن

بیش از دو روز لیک نماند به بار حیف

باشد اگر چه فصل بهار از پی خزان

لیک این خزان نباشدش از پی بهار حیف

تا جیش خط به عرصه ی حسن تو تاخته است

پنهان شده است مهر رخت در غبار حیف

پوشید از (سحاب) ز بس رخ کنون تو را

زیر سحاب خط شده ماه عذار حیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی تلخی و غم ناشی از زیبایی‌های از دست رفته و زخم‌هایی است که عشق و دلبستگی به همراه دارد. شاعر به گلستان (جایگاه زیبایی) اشاره می‌کند که در آن خارها روییده‌اند و زیبایی‌ها تحت تأثیر درد و غم قرار گرفته‌اند. او از غم دل و اثرات شوم آن بر عشق و زیبایی سخن می‌گوید و به ناپایداری زیبایی‌ها اشاره می‌کند؛ زیبایی که بیشتر از دو روز دوام نداشته و به خاطر غم و خزان، زیبایی‌ها در سایه قرار گرفته‌اند. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که با وجود فصل بهار، خزان به زیبایی‌ها آسیب رسانده است و عشق و زیبایی به پوشش غبار و تیره‌گی دچار شده‌اند.