نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم

کام دل زار از تو دل‌آزار برآرم

از آبلهٔ پا به ره وادی عشقت

هر گام چه گل‌ها که ز هر خار برآرم

خواهم که دل از روزن روی تو ببیند

گر تیر تو از سینهٔ افگار برآرم

از حد نگذشته است جفا کاری گردون

وقت است که یک آه شرر بار برآرم

با اشک شب هجر و نگاه شب وصلت

چون آرزوی دیدهٔ بیدار برآرم

تا در ره عشق تو به سر خاک توان کرد

کو فرصت آنم که ز پا خار برآرم

دانم که حجاب من و معشوق (سحاب) است

روزی که سر از پردهٔ پندار برآرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و آرزوهای عاشقانه بیان شده است. شاعر از درد دل خود و احساسات عمیقش نسبت به معشوق صحبت می‌کند. او آرزو دارد که از مشکلات و سختی‌ها بگذرد و برای رسیدن به معشوق، سختی‌هایی را که بر سر راهش قرار دارد، تحمل کند. شاعر به تلاش‌های خود برای ابراز عشق و عشق ورزی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که روزی حجاب‌ها و موانع را کنار خواهد زد تا به وصال معشوق برسد. در کل، شعر حس عمیق longing و امید را منتقل می‌کند.