شمارهٔ ۲۶ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ
به که در محشر گواه خود کند قاتل مرا
ضعفم افزون باد یا رب در شب هجران (سحاب)
زآنکه فارغ کرد از این افغان بیحاصل مرا
بیش از اینم طاقت بیداد نبود چون کنم
گه از جورش رهاند خسرو عادل مرا
شه نشان فتحعلی شاه آنکه بنوازد (سحاب)
با هزاران جرم باز از رحمت شامل مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از درد و رنج خود در شب هجران و بیعدالتیهایی که متحمل شده، سخن میگوید. او تأکید میکند که در برابر ظلمی که به او روا داشته شده، توانایی تحمل ندارد و از خدا میخواهد که او را از این دشواریها نجات دهد. همچنین اشارهای به رحمت الهی دارد که حتی با وجود گناهان زیاد، شامل حال او میشود. شاعر به دنبال داد و عدالت است و از "خسرو عادل" میخواهد که او را رهایی بخشد. در نهایت، غم و درد قطع ارتباط و فقدان عشق را در کلامش به وضوح حس میکنیم.