نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا طاقت پرو غم اندکی نیست

گر این بسیار آن نیز اندکی نیست

غم افزون، صبر کم امید بسیار

به دل در عاشقی دردم یکی نیست

کند منع رمیدن شوق دامت

تو پنداری که صید زیرکی نیست؟

بسی افتاده سر در عرصه ی عشق

ولی زخمی پدید از تارکی نیست

یقینم گشت از بی مهری او

که در مهر (سحاب) او را شکی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و غم ناشی از آن می‌پردازد. او می‌گوید که تاب و تحمل غم را ندارد و حتی اگر غم بیشتر شود، صبرش کمتر می‌شود. در عشق، درد و شوق او یکی است و موانع عشق او را از فریب نمی‌کنند. او تأکید می‌کند که بسیاری در عشق زخمی می‌شوند، اما این زخم‌ها از تاریکی عشق ناشی نمی‌شود. در نهایت، شاعر به بی‌مهری معشوق اشاره می‌کند و از اطمینان به جدایی و عدم محبت او صحبت می‌کند.