شمارهٔ ۲۹ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاها بقای عهد شباب از شراب خواه
بهر درنگ عمر ز ساقی شتاب خواه
خواهی اگر مفرح روح و غذای جان
از جام گوهرین می چون لعل ناب خواه
بزم تو چون سپهر و سپهریست باسکون
خورشید آن زساغر چون آفتاب خواه
این قصه را که باده کند طی حساب عقل
افسانه چون عقوبت روز حساب خواه
سرچشمه ی حیات بجز لعل یار نیست
بی منت سکندر را زین چشمه آب خواه
هر در که بست دست قضا بر جهانیان
مفتاح رمح تست از او فتح باب خواه
کان گر شد از نوال تو خالی ززر ناب
از جرم اختران فلک سیم ناب خواه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره لذت بردن از جوانی و شراب است. شاعر از فردی میخواهد که برای بهرهمندی از زندگی، از لذتهای مادی و معنوی غافل نشود. او به اهمیت شراب (که نماد شادی و سرزندگی است) اشاره میکند و میگوید برای روح و جان انسان، این شراب میتواند مانند جواهرات ارزشمند باشد. همچنین به تصوری از بزم و شادی در زندگی اشاره کرده و میگوید نور و روشنی زندگی باید از این شراب به دست آید. شاعر به عمق اثر شراب بر زندگی و اهمیت آن در جوانی و لذات وجود پرداخته و به متافورهایی از قضا و قدر و نقش انسان در ایجاد تغییرات در زندگی اشاره میکند. در نهایت، به این نکته میرسد که سرچشمه حیات و لذت، در ارتباط با محبوب و عشق واقعی است.