نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست

همچو مخمل خواب ما را طالع تعبیر نیست

روی دل هرگز نمی‌بیند ز ما آشفتگان

همچو داغ آینه‌، داغی که ناخن گیر نیست

شعله‌ایم و این خزان ما بهار عمر ماست

همچو می هر‌چند عاشق کهنه گردد، پیر نیست

دامن گلچین فراخ است ای اسیران قفس

گر گلی خواهید، او را از شما تقصیر نیست

چوب گل کی می‌کند اصلاح من، چون کرده است

بوی گل دیوانه‌ام، خود کرده را تدبیر نیست

در طلسم حیرتم دارد جنون دل سلیم

راه بیرون رفتنم از کوچهٔ زنجیر نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک پرداخته و به توصیف وضعیت‌های روحی در زندگی انسان می‌پردازد. شاعر در ابتدا به ناله‌ها و فریادهای بی‌اثر اشاره می‌کند و احساس بی‌ثمری را حس می‌کند. او به پیچیدگی‌های عشق و زندگی اشاره کرده و می‌گوید که همچون گل، ممکن است در شرایط سختی قرار بگیرد، اما این به معنای عدم توانایی در یافتن زیبایی‌ها و لحظات خوب نیست. در نهایت، شاعر از جنون و حالت‌های احساسی خود سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که در پیچیدگی‌های زندگی هنوز راهی برای رهایی وجود دارد.