نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شورش مغز جنون نالهٔ مستانهٔ ماست

شانهٔ طرهٔ آشفتگی افسانهٔ ماست

بال و پر نیست که خود را برساند جایی

گریهٔ شمع به نومیدی پروانهٔ ماست

اختیار سر ما تیغ محبت دارد

موج سیلاب، کلید در ویرانهٔ ماست

باده جز در دل شب فیض نبخشد ما را

گل شب‌بو که شنیدی، گل پیمانهٔ ماست

خط خوبان همه دلجوی بود، آه سلیم

چشم صد مور گرسنه پی یک دانهٔ ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساسات عمیق و پیچیده انسانی اشاره دارد. شور و جنون در دل انسان‌ها وجود دارد و ارتباطات و ناهنجاری‌ها را نشان می‌دهد. در اینجا به جستجوی امید در دل ناامیدی، عشق و محبت به عنوان نیرویی که زندگی را شکل می‌دهد، و همچنین اینکه زیبایی و خوشی‌ها در دل شب و در آغوش تاریکی می‌توانند معنا پیدا کنند، پرداخته می‌شود. در نهایت، این شعر به جستجوی شیئی گرانبها در میان دریایی از ناکامی‌ها و خواسته‌های ناشناخته و گرسنگی روح اشاره دارد.