شمارهٔ ۱۱۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
مایه ی حلاجی او پنبه ی گوش من است
گر به دست من رسد پیمانه جام جم شود
همچو پیر دیر، معراج سبو دوش من است
انجمن از می تهی گشت و دماغم تر نشد
خون صد مینای می در گردن هوش من است
از پی شوخی که از من می گریزد همچو تیر
چون کمان خمیازه ی خشکی در آغوش من است
شورش مستان سماع بیخودی آرد سلیم
باده در میخانه گر می جوشد از جوش من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بررسی احساسات و تجربیات عاشقانه و حالات روحی شاعر میپردازد. شاعر از رسوایی و شراب میگوید و به نوعی از وضعیت خود و رازهایی که در درونش دارد، صحبت میکند. او اشاره میکند که اگر به او فرصت داده شود، میتواند به دستاوردهای بزرگ و معانی عمیق دست یابد. همچنین، او به خالی بودن مجلس از شراب اشاره کرده و میگوید که احساسات و شور و شوق درونی او همچنان زنده است. در نهایت، شاعر عمیقاً درگیر لذتهای دنیوی و خشکی روحی است که با سماع و نوشیدن شراب به نوعی به وجود میآید.