شمارهٔ ۱۱۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
گر چراغ آیینه ای دارد، گل تمثال اوست
سرو را این جلوه و سامان رعنایی کجاست
طوق قمری کی به حسن نغمه چون خلخال اوست
بستر راحت مرا پهلوست در راه طلب
مرغ را چون خواب آید، بالش پر، بال اوست
نیست پاکان را بجز در کار دنیا اعتبار
خلق را تعظیم مصحف از برای فال اوست
عاجزیم، اما نه چندان کز کسی عاجز شویم
هر که از ما می تواند صرفه بردن، مال اوست
کشتی ما شد بیابان مرگ همچون گردباد
موج این دریا همان از کینه در دنبال اوست
چون توانم دیگری دیدن طلبکارش سلیم؟
رشک دارم من به چشم خود که در دنبال اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت گل و سرو میپردازد. او میگوید که آتش عشق نیازمند زیبایی خاصی است که در گل وجود دارد. همچنین، سخن از آرامش و راحتی در طلب عشق دارد و میگوید که تلاش برای دستیابی به زیباییهای دنیوی بیفایده است. شاعر به محدودیتها و ناتوانیهای انسانی اشاره کرده و در عین حال، عشق و زیبایی را ارزشمند میداند. در نهایت، حس حسادت و تمایل به زیبایی را نیز بیان میکند.