نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است

یکی از جمله ی آنها گل نافرمان است

زان درین بحر خموشند حقایق دانان

که حبابی چو برآورد نفس، طوفان است

ذوقی از دیدن معشوق به دلگیری نیست

غنچه در چاک قفس، قفل در زندان است

باخبر باش فریبت ندهد ای زاهد

می دود در رگ و پی، دختر رز شیطان است!

کام دل جلوه گر و دست تصرف کوتاه

نفس ما همچو سگ خانه ی آهوبان است

چهره گلگون نکند جز می انگور، سلیم

رگ تاک است که در هند خطابش پان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر عمیقاً به طبیعت انسان و روابط عاطفی اشاره دارد. شاعر با اشاره به "نشان خاک" به عواقب عصیان و rebellion اشاره می‌کند و گل نافرمان به عنوان نمادی از این عصیان به چشم می‌خورد. او با اشاره به "حقایق دانان" در دریای سکوت، به حالت ناپایداری و زودگذر زندگی انسان پرداخته است. شاعر می‌گوید که دیدن معشوق بی‌حالی را از دل می‌زداید و غنچه مانند زندانی در قفس است. او از زاهد می‌خواهد که فریب نخورده و از سرشت واقعی عشق بیدار باشد، زیرا عشق دوشیزه‌ای در "رگ و پی" وجود انسان است. در نهایت، شاعر به محدودیت‌های انسانی و لذت‌های زودگذر اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها می‌انگور سلیم می‌تواند چهره گلگون را به انسان دهد، در حالی که رگ تاک نماد زندگی و زوال است.