نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جهان بر خود مرا واله گرفته ست

مرا خود دل ز شهر و ده گرفته ست

به خاک این چمن، تهمت چه بندم

غبار از خود دلم چون به گرفته ست

کمندم با وجود لاغری ها

همیشه آهوی فربه گرفته ست

نگردد گریه ی مستانه ام کم

که این باران شب شنبه گرفته ست

سلیم از اعتقاد حسن طبع است

که عالم را به خود واله گرفته ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر از حال و هوای خود سخن می‌گوید. او تحت تأثیر زیبایی‌های جهان و عشق قرار گرفته و دلش از شهر و دیار دور است. او به خاک چمن شکایت‌ نمی‌کند، زیرا دلش پر از غبار و غم است. با این وجود، حتی با وجود ضعف و لاغری، روحش همچنان شاداب و پرخون است. گریه‌های او نیز به خاطر تأثیرات شدید احساسیش کم نمی‌شود، چرا که باران شب شنبه بر رویاهایش می‌بارد. در نهایت، شاعری به حسن طبع و اعتقادات خود اشاره می‌کند که باعث شده تا جهان را به شگفتی و شادابی ببیند.