نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مهر و کین تو هر دو مطلوب است

خوب هر کار می کند خوب است

حرف عشق است نقش جبهه ی ما

این چه مضمون و این چه مکتوب است

ما و بی طاقتی، که شیوه ی صبر

کار ما نیست، کار ایوب است

عافیت خواهی، از جنون مگذر

گل این باغ بر سر چوب است

عنکبوت جهان اسبابیم

خانه ی ما به کام جاروب است

داغ سودا مرا بس است سلیم

بر سرم گل مزن که سرکوب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تضادهای درونی عشق و احساسات انسانی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که هم مهر و هم کینه هر دو در عشق وجود دارد و هر عملی در این فضای عاطفی به نوعی خوب به نظر می‌رسد. همچنین به بی‌صبر بودن انسان‌ها اشاره کرده و کار صبر را کار ایوب (پیامبر صبر) نمی‌داند. او عافیت‌طلبی را از جنون دور نمی‌داند و زندگی را به نوعی شبیه به یک خانه که بر سر آن مشکلات و چالش‌ها وجود دارد، توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر از داغ عشق و دردهایش می‌گوید و نمی‌خواهد که بر سر او گل بگذارند، زیرا او در حال سرکوب احساساتش است.