شمارهٔ ۱۳۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر من هوای بزم تو بسیار غالب است
با طالعی که از می توفیق تایب است
خوبان به خاطر آنچه رسانند، می رسد
بت را ز دعویی که کند حق به جانب است
نتوان نمود نقش ترا آنچنان که هست
آیینه پیش روی تو چون صبح کاذب است
ای دل نمانده خیر به کالای عاشقی
جز در متاع آبله کان مال کاسب است
بر گرد خرمن دگران خوشه چین نیم
دزدیده نیست گرچه متاعم مناسب است
دیوان کیست از سخنانم تهی سلیم؟
تنها نه بر من این ستم از دست صائب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و نیز ناامیدی شاعر اشاره دارد. شاعر از وسوسه و آرزوی وصال محبوب صحبت میکند و با اشاره به طالع و بداقبالی خود، اوضاع عشق را دشوار توصیف میکند. او به زیبایی و کمال معشوق اشاره دارد و بیان میکند که نمیتوان او را به درستی توصیف کرد. همچنین شاعر به ناکامیهای عاشقانه خود و دیگران اشاره میکند و معتقد است که عشق واقعی در دنیای مادی جایی ندارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این ستم و درد تنها مختص خودش نیست، بلکه معضلی عمومی است.