شمارهٔ ۱۳۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
ابر بر روی هوا، دود چراغان گل است
بس که گل سر زده از هر سر خار ماهی
کوچه ی موج به دریا چو خیابان گل است
مستی از لاله سر شحنه چراغان کرده ست
می دلیرانه بنوشید که دوران گل است
باغبان خار عبث بر سر دیوار نهد
رخنه ی این چمن از چاک گریبان گل است
ترسم آخر همه اطراف چمن درگیرد
از چراغی که نهان در ته دامان گل است
گل چو ما نیست که از قصه ی عشاق سلیم
نکته ای چند بر اوراق پریشان گل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به بهار و شکفتن گلها اشاره دارد. در آن به شگفتی از طراوت و زیبایی چمن و گلها پرداخته شده و بیانگر حال و هوای دلانگیز فصل بهار است. شاعر به نقش گلها در زیبایی طبیعی و شادی زندگی اشاره کرده و نسبت به خطرات و ناپایداریهایی که ممکن است این زیبایی را تهدید کند، هشدار میدهد. همچنین به عمق احساسات انسانی و عشقها در این فصل اشاره شده که در درون گلها و زیباییهای طبیعی پنهان است.