شمارهٔ ۱۳۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل از هوای صحبت جانانه پر شده ست
یک کس درون نیامده و خانه پر شده ست
هر کس برای خود سر زلفی گرفته است
زنجیر ازان کم است که دیوانه پر شده ست
مست از کجا و مرگ، وگرنه همین مرا
روزی هزار مرتبه پیمانه پر شده ست!
مستی به کعبه ما و تو تنها نکرده ایم
هنگامه ای ست این که درین خانه پر شده ست
در خواب صبح، بالش نرم است شمع را
فانوس بس که از پر پروانه پر شده ست
در مجلسی که چهره برافروخت او سلیم
صحبت میان بلبل و پروانه پر شده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از احساساتی عمیق و پرشور صحبت میکند. او به تنهایی و انزوا اشاره دارد و میگوید که هیچ کس از عشق و گفتگو به درون خانهاش نیامده است. هر کسی در عشق خود گرفتار و غرق زلف محبوبش است و دیوانگان در این عشق بیشتر از زنجیرها در بندند. او به حالت مستی و بیخبری از مرگ اشاره میکند و میگوید که این مستی روزمره او را اشباع کرده است. همچنین، در توصیف شور و حال کعبه، متوجه میشود که فضایی پرشور و پر از احساس در خانهاش وجود دارد. او خواب شیرین و آرامش را با شمع و پروانه در کنار هم توصیف میکند و در نهایت به مجلسی اشاره میکند که در آن گفتگو میان بلبل و پروانه به اوج خود رسیده است. این شعر از عشق، تنهایی و شور زندگی سخن میگوید.