شمارهٔ ۱۴۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در سر کوی تو ما را بینوایی بهتر است
گر نباشد در حنا دست گدایی بهتر است
مشرب ما ترک شمع از خاطر پروانه کرد
آشنایی پیش ما از روشنایی بهتر است
باید از یک سو بود پای حجابی در میان
عشق اگر شهری ست، حسن روستایی بهتر است
چون شکستی آیدت از خصم، در نرمی گریز
سایه ی این نخل موم از مومیایی بهتر است
مصلحت در صحبت خونین دلان شوق نیست
همچو داغ از یکدگر ما را جدایی بهتر است
نامه را رنگین به خوناب جگر کردم سلیم
میرود بر دست او، کاغذ حنایی بهتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی عشق و علاقمندیها پرداخته و با استفاده از تصاویری زیبا و مفاهیم عمیق، نکاتی از جمله فقر عشقی، ارزش واقعی آشنایی و اهمیت حس زیبایی در سادگی را مطرح میکند. او به این نکته اشاره میکند که در دوری از معشوق، گرچه ممکن است در ظاهر مشکلاتی وجود داشته باشد، اما عشق واقعی و خالصی که از دل برمیخیزد، ارزشمندتر از وابستگیهای زودگذر است. همچنین، زیبایی در محبت ساده و بیپیرایه را ستایش میکند و بیان میکند که صحبت با دلهای زخمخورده و دلسوخته، به مراتب دلپذیرتر از جداییهای سرد و بیاحساس است.