شمارهٔ ۱۴۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
کشتیی را چه ثبات است که لنگر باد است
دهر را مرکز خاکش همه نقشی ست بر آب
تا ببینی فلکش هم گرهی بر باد است
بلبلان پای کشیدند ز اطراف چمن
می رود آنکه درین باغ سراسر، باد است
ناله غم می برد از دل، که گر از مهر کسی
می کند پاک غبار از رخ اخگر، باد است
نامه چون شعله به بال و پر او پیچیده ست
آنکه دارد خبر از حال کبوتر، باد است
مانده در ورطه ی عشقم نفس سوخته ای
توشه ی راه در انبان شناور باد است
در پس و پیش خطرهاست درین بحر سلیم
از پی کشتی ام آتش، ز برابر باد است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به ناپایداری عمر و دنیا اشاره دارد و میگوید که هر چیزی که در این دنیا وجود دارد، ناپایدار و بیثبات است. کشتیای که در دریای زندگی حرکت میکند، در برابر بادها و ناملایمات بیثبات است. دهر (زمان) به مانند آبی است که نقوشش زودگذر است و در نهایت همه چیز به باد میسپارد. برقراری عشق و محبت نیز مانند غبار بر چهره آتش است و در زندگی انسان، خطرها و مشکلات همیشه وجود دارند. شاعر به دردی عمیق در دل اشاره میکند که در این حال از عشق سوخته، در میان طوفانهای زندگی در جستجوی راه نجات است. در نهایت، تأکید بر این است که همه آنها تحت تأثیر عوامل خارجی و متغیر قرار دارند و هیچ چیز در دنیا پایدار نیست.