نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست

هر بید در هوای تو مجنون تازه ای ست

از زلف تا به چند کسی گفتگو کند

وصف خطش کنیم که مضمون تازه ای ست

چون مصرعی ز من شنوی، عزتش بدار

از راه دور آمده، موزون تازه ای ست

آشفته ایم ازان خط مشکین، که هر غبار

بر لشکر شکسته شبیخون تازه ای ست

آن لب سلیم آب بقا را شهید کرد

خون های خلق کهنه شد، این خون تازه ای ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است که هر گل و بید در باغ نشان‌دهنده‌ای از عشق و دیوانگی تازه است. شاعر به توصیف زیبایی و ویژگی‌های معشوق می‌پردازد و می‌گوید که هر خط و حرکت او تازه و منحصر به فرد است. او در ادامه به ارزش و اهمیت این عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که با وجود مشکلات و دردها، عشق همواره تازه و زنده است. در نهایت، شاعر به تاثیر عمیق این عشق بر زندگی و احساسات انسان‌ها اشاره می‌کند.