شمارهٔ ۱۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
محبت از دل ما شُسته نقش کینهخواهی را
زیارت میکند چون کعبه برق ما سیاهی را
ز فیض پرتو دل شکرها دارم درین گلشن
که گلچین چراغم کرده باد صبحگاهی را
شهان را چشم بر عالم گشودن عیب میباشد
بیاموزند کاش از باز خود، صاحبکلاهی را
سیاهی کعبه چند از جامهٔ خود میزند بر ما؟
همه کس دارد از عشق این لباس دادخواهی را
نیم در عشق او چون دیگران، آری کجا دارد
خس و خاشاک دریا آبروی خارماهی را
سلیم آن گل، گذاری کاشکی سوی چمن آرد
که از سر لاله بگذارد هوای کجکلاهی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به بیان احساسات عمیق و تأملاتی در مورد عشق و محبت میپردازد. شاعر با اشاره به پاک شدن دل از کینه و حسادت، به زیبایی و معنویت عشق اشاره میکند و آن را شبیه به زیارت کعبه میداند. او از پرتو محبت و شکرگزاری در گلشن عشق سخن میگوید و به فضیلتهای عشق اشاره میکند. همچنین، شاعر به نقد ناپسندیدگی شاهان و عیبهای آنان در برخورد با عشق و محبت میپردازد و به پوشش روحانی عشق به عنوان لباسی برای همه اشاره میکند. در پایان، او آرزو دارد که زیبایی عشق مانند گل در چمن بماند و از ویژگیهای خاص عشق سخن میگوید. حسی از ناپایداری عشق و آرزوی ارتباط عمیق را در این اشعار میتوان حس کرد.