شمارهٔ ۱۶۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
سرم از شور و غوغا چون گذرگاه خرابات است
ز فیض عام باشد گر فلک راهی درو دارد
نپنداری که از دیوار کوتاه خرابات است
ز خاطر رفت عزم کعبه تا میخانه را دیدم
رهی کز راه دل را می برد، راه خرابات است
بود اعجاز در اصلاح دل ها دختر رز را
ولی چون نوبت ما می رسد داه خرابات است
تفاوت از سلیم لاابالی تا تو بسیار است
تو ای زاهد گدای مسجد، او شاه خرابات است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایل شاعر به زندگی در خرابات و میخانه اشاره دارد. او از یاد چشمهای گلرخان و شور و شوق آن سخن میگوید و راه خرابات را به عنوان مسیری پر از احساس و عشق معرفی میکند. شاعر بیان میکند که اگر بخت به او رویی نشان دهد، این مسیر به سمت بهبود دلها و روح است. او تفاوت بین سلیم و زاهد را نشان میدهد و به زاهد اشاره میکند که او در حقیقت یک گدا در مسجد است، در حالی که در خرابات احترام و عشق واقعی وجود دارد. به طور کلی، این شعر دعوتی به شناخت واقعی عشق و زندگی و معانی عمیق آن است.