نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست

جنون در کاسهٔ سر چون صدا در طاس پیچیده‌ست

ز پیچ و تاب انگشتم به شاخ آهوان ماند

ز بس عشق تو دستم ای خدانشناس پیچیده‌ست

فلک را نیست جز آزار از پهلوی من حاصل

نمی‌دانم که این کاغذ چه برالماس پیچیده‌ست

وجود ما شتابان قاصدی بر توسن عمر است

از آن خود را چنین از جامه در کرباس پیچیده‌ست

سلیم از دعوی بی‌جای آب زندگی دایم

سکندر خضر را گم کرده بر الیاس پیچیده‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات و درگیری‌های درونی خود صحبت می‌کند. او به وسواس و جنونی اشاره دارد که در ذهنش وجود دارد و عشق را به شاخ آهوان تشبیه می‌کند. همچنین از درد و رنجی که از زندگی در جهان می‌کشد، سخن می‌گوید و می‌گوید که وجود انسان مانند قاصدی شتابان در مسیر عمر است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که احساسات و چالش‌های زندگی او را درگیر کرده و به گونه‌ای پیچیده و مبهم شده است.