شمارهٔ ۱۸۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مگذر ز دوستی که محبت مبارک است
ترک وفا مکن که حقیقت مبارک است
چندین مباش در پی آزار اهل دل
بشنو ز من سخن که نصیحت مبارک است
ای دل، تب فراق چو گرمت گرفته است
درد دلی بگوی، وصیت مبارک است
مگذر چو گل ز چاک گریبان درین چمن
بر عاشقان لباس مصیبت مبارک است
بر لب ز خامشی ست درین انجمن مرا
مهری که همچو مهر نبوت مبارک است
دریا به جای قطره گهر گیرد از سحاب
در این چه شک سلیم که همت مبارک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت دوستی و محبت اشاره دارد و به انسانها توصیه میکند که در روابط خود وفادار باشند و از آزار دیگران خودداری کنند. شاعر با اشاره به درد فراق و محبت، بر لزوم بیان احساسات و نصایح مؤثر تأکید میکند. همچنین، به زیبایی و مصیبتهای عشق میپردازد و کیفیت عشق را با مهر نبوت مقایسه میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت همت و تلاش در زندگی میپردازد و بیان میکند که مانند دریا که ارزش یک قطره را درک میکند، باید همت را گرامی بداریم.