نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما

شاید به اهل راز رساند سلام ما

آن صید پیشه ایم که تا بگذرد همای

چون مسطر از غرور دهد کوچه، دام ما

از زنده رود آب بقا، خضر همچو موج

پهلو تهی کند ز تمنای خام ما

ای باغبان به جان تو ما آزموده ایم

از نکهت گل است علاج زکام ما

ای فقر، از لباس تو گر شکوه ای کنیم

همچون حریر، شال تو باشد حرام ما!

در نامه های او که پر از نام هر کسی است

خالی ست همچو نقش نگین جای نام ما

تا چند چون سلیم نشینیم در کمین؟

مرغان رمیده اند چو عنقا ز دام ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره ارتباط با عالم راز و حقیقت می‌پردازد. شاعر از خامه‌ای صحبت می‌کند که امید دارد پیام او را به دیگران برساند. او خود را به صید و همای تشبیه می‌کند و از تلاش برای عبور از غرور سخن می‌گوید. شاعر به پیوستگی و ترس از فقدان اشتیاق و آرزوهای غیرمحسوس اشاره می‌کند. همچنین، بیان می‌کند که از باغبان (طبیعت یا خدا) خواهان درمانی برای مشکلات و بیماری‌هایش است. او نسبت به فقر ابراز نارضایتی می‌کند و اعتراف می‌کند که در نامه‌ها، نام و نشانی از خودش نمی‌یابد. در انتها، شاعر از انتظار و کمین نشستن در جستجوی اهداف و آرزوهایش می‌گوید و از فرار مرغان (آرزوها) به یاس و ناامیدی می‌رسد.