نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟

بود شمع و چراغ کشته را اجر شهید اینجا

متاع مصر ارزان است در بازار حسن او

زلیخا می تواند مفت یوسف را خرید اینجا

ره آمد شد باد صبا را زین قفس بستند

خوش آن روزی که گاهی بویی از گل می رسید اینجا

به عیش آباد هندستان، غم پیری نمی باشد

که مو نتواند از شرم کمرها شد سفید اینجا

سلیم از خرمی رنگی ندارد کس درین گلشن

نداند غنچه خندیدن چو قفل بی کلید اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جاذبه و زیبایی عشق و حال و هوای دلنشین آن می‌پردازد. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که فضای عشق، جای ناامیدی نیست و شهیدان عشق در این مکان، جایگاهی ویژه دارند. او از ارزانی زیبایی در دنیای عشق صحبت می‌کند و به زلیخا اشاره می‌کند که می‌تواند به راحتی یوسف را به دست آورد. بوی خوش گل و جمال عشق در کنار غم پیری و ناپایداری زندگی به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به ابراز شادی و سرور در باغ عشق پرداخته و اشاره می‌کند که هیچ کس در این مکان شاداب، نمی‌تواند از غم و اندوه رنگی ببیند.