نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا

که موسی هم تمنا کرد و خود را آزمود اینجا

درین مجلس چه طرفی کس ز عشرت می تواند بست

که در پیمانه می شور است از چشم حسود اینجا

غمش را از عدم با خود دل ما در وجود آورد

در آنجا زخم را بستیم و خون او گشود اینجا

بود در ماتم لب تشنگان، دریای نیل است این

که چون فیروزه گوهر از صدف خیزد کبود اینجا

سبکروحان شوق او گرانجانی نمی دانند

رود بر باد پیش از شعله خاکستر چو دود اینجا

سلیم آخر ازین دارالشفا نومید برگشتم

به امید دوا تا چند بتوان خسته بود اینجا؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و ناامیدی انسان‌ها و جستجوی امید در میان رنج‌هاست. شاعر به توصیف حالتی می‌پردازد که در آن، با وجود تمام تلاش‌ها و آرزوها، دردی عمیق وجود دارد. او به داستان موسی اشاره می‌کند که حتی او نیز در شرایطی مشابه، در جستجوی آسایش و آرامش بود. در این مجلس، هیچکس نمی‌تواند از لذت‌ها برخوردار شود چون همه تحت تأثیر حسادت و غم هستند. شاعر همچنین به تشنگی و ماتم لب‌ها در دریای نیل اشاره می‌کند و تجربه‌اش از درمان و ناامیدی در این دارالشفا را بیان می‌کند. در نهایت، او به ناامیدی‌اش از درمان اشاره کرده و از بی‌حوصلگی و خستگی در برابر این وضعیت رنج‌آور سخن می‌گوید.