شمارهٔ ۲۰۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
احتیاج زعفران زارش به آب روی ماست
قوت رفتار می خواهیم و توفیق طلب
کاسهٔ دریوزهٔ ما کاسهٔ زانوی ماست
کارهای کوهکن را فرصت شهرت نداد
باطل السحری که از عشق تو بر بازوی ماست
هر که بر صاحبدلان بگذشت، فیضی می برد
ما سبوی باده ایم و جام در پهلوی ماست
عمر جاویدی ز هر مصرع شود حاصل سلیم
آبروی چشمهٔ حیوان روان در جوی ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مفهوم نیاز و درخواست از خدا (باغبان) اشاره میکند که به ما لطف و رحمت داشته باشد. او از سر نیاز به نعمتها و فرصتها سخن میگوید و expresses عزم و تلاش برای کسب قوت و توفیق در زندگی. همچنین، به عشق و زیباییهای زندگی اشاره میکند و بیان میکند که تنها از همراهی صاحبدلان و محبتهای آنان میتوان بهرهمند شد. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که عمر جاوید و سعادتمند از اعتدال و سادگی در زندگی به دست میآید و به نوعی به جریان زندگی و پیوستگی آن اشاره میکند.