شمارهٔ ۲۰۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنکه در شور آورد شوریدهحالان را می است
نالهٔ نی بر دل آشفتگان تیر نی است
گر غمی داری، میی دارم که زنگ از دل برد
صیقل آیینه ی آشفتگان موج می است
وعده ی وصل آن گل رعنا به فردا می دهد
هیچ کس اما نمی داند که آن فردا کی است
ای جرس غافل مشو از خود که همچون رهزنان
کاروان مصر را چشم زلیخا در پی است
پای در گل مانده در گیلان مرا، ورنه سلیم
در فراق ری دلم ویرانتر از شهر ری است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به بیان احساسات عمیق خود پرداخته است. او میگوید که شوری در دل عاشقان وجود دارد و ناله نی نماد درد و دل آشفتگان است. اگر غمی هست، او میگوید که نوشیدنیای دارد که دل را آرام میکند. وعده وصلی به یک گل زیبا داده شده، اما زمان آن مشخص نیست. شاعر از جرس یا زنگ کاروان میخواهد که غافل نباشد، زیرا در انتظار مسالهای مهم است. او همچنین اشاره میکند که در گیلان در گل گیر کرده و دلش در فراق شهری به نام ری ویرانتر از آنجاست. این اشعار توصیفاتی از درد، عشق و انتظار را در خود دارد.