شمارهٔ ۲۰۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است
اینجا پر پروانه سیه چون پر زاغ است
دارم هوس نکهتی از سنبل زلفش
افسوس که بخت سیهم موی دماغ است
از محفل حسن تو رسد فیض به خوبان
خورشید کمر بسته ی این پای چراغ است
یک دم ز غم و درد من آسوده نباشد
هسمایه، چو آن عضو که نزدیک به داغ است
بگشود سلیم از تو درگلشن معنی
سین سر نام تو کلید در باغ است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عاشقانههای احساساتی است. شاعر به اهمیت بزم و محفل عشق اشاره میکند که با نور شمع و چراغ روشن شده و پر از پروانههای عاشق است. او از آرزوی دیدن و نزدیکی به محبوبش سخن میگوید، اما با اندوهی از بخت بد خود که مانع رسیدن به معشوق میشود، مواجه است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که از وجود زیباییهای محبوبش، دیگران نیز بهرهمند میشوند و خود او در غم و درد عشق، هرگز آرامش ندارد. در نهایت، او به درک معنای عمیقتر عشق اشاره میکند که با نام معشوقش مرتبط است.