نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست

دیده از نظارهٔ این باغ، چون بادام بست

از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند

ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست

با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار

یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست

صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان

خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست

ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم

آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی آزادی و تسلیم نشدن است. شاعر به آزاده‌ای اشاره می‌کند که در برابر مشکلات و تنگناها ایستادگی می‌کند و از دنیای مادی و ظاهری خود را عقب می‌کشد. او همچنین به ضعف‌ها و تهمت‌هایی که در این مسیر با آن‌ها مواجه می‌شود، اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی در شرایط سخت هم نمی‌تواند خود را تسلیم کند. شاعر به عشق و دلخوشی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که خوشدلی حقیقی به‌سوی او نمی‌آید و تهمت‌ها و آرزوهای ناچیز دیگری بر او تحمیل می‌شوند. در مجموع، شعر به تلاش برای رهایی و حفظ اصل خود رغم چالش‌ها و سوءتفاهم‌ها می‌پردازد.