نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به گلشن بی تو سروم دود آه است

به چشمم سبزه چون مژگان سیاه است

دلم را یاد تیغش تازه دارد

چو آن آبی که در برگ گیاه است

به خاک راه او از سنگ طفلان

تنم چون سایه سر تا پا سیاه است

چه سان خورشید گویم روی او را

که مصحف را غلط خواندن گناه است

سلیم از راه خوبان برنخیزد

چو نقش پا کسی کو سر به راه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی شاعر است. او به این نکته اشاره می‌کند که بدون معشوقش، زندگی‌اش پر از غم و دود است. چشمانش شبیه سبزه‌ای است که در قیاس با مژگان سیاه او قرار دارد و دلش هنوز خاطرات دردناک عشق را در خود حفظ کرده است. او به دشواری‌های مسیر عشق اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که زیبایی‌های معشوقش غیرقابل توصیف و با ارزش است. همچنین، تأکید می‌کند که انسان‌های نیکوکار همواره در مسیر درست قرار دارند.