نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شد بهار و به بوستان عید است

لاله با گل به دید و وادید است

جام گیتی نماست ساغر گل

باغبان جانشین جمشید است

هر طرف غلتد از نسیم بهار

فصل مستی گربهٔ بید است

خندهٔ گل گرفت عالم را

مستی او ز جام خورشید است

آسمان به رقص آورده‌ست

صورت بلبل، نوای ناهید است

از گل آموخت کبک خندیدن

کار اهل جهان به تقلید است

ناشکفته گلی نماند سلیم

غنچهٔ ما ز خنده نومید است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار بهار فرا رسیده و طبیعت به زیبایی جوانه زده است. لاله و گل‌ها در حال تماشا و دیدار یکدیگرند. باغبان به عنوان نماد برتری و زیبایی در دنیای گل‌هاست و نسیم بهاری به همه جا جان بخشیده است. گل‌ها باعث شادی و خنده در دنیا شده‌اند و این مستی ناشی از تابش خورشید است. بلبل‌ها با نوای خود آسمان را به رقص آورده‌اند و دیگر پرندگان از گل‌ها یاد گرفته‌اند که چطور بخندند و شاد باشند. در نهایت، هیچ گلی ناشکفته باقی نمانده و غنچه‌ها نیز از خنده ناامید هستند.