شمارهٔ ۲۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که از فرقهٔ ما نیست، لئیم است اینجا
کوی عشق است، که محتاج کریم است اینجا؟
محتسب را به مقیمان حرم دستی نیست
می دلیرانه بنوشید، چه بیم است اینجا
چاره ی درد کسی نیست که ساقی نکند
مژده ده خسته دلان را که حکیم است اینجا
کفر و دین را نتوان پی به حقیقت بردن
هر که بینی، دلش از فکر دونیم است اینجا
بر جهان عیب خود از عرض هنر فاش مکن
ید بیضا برص دست کلیم است اینجا
قصد پای خم می کرد فلک، پیر مغان
گفت اینجا منشین، جای سلیم است اینجا!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این است که کسی که از فرقه و طریقت عشق فاصله دارد، جایی برای او نیست. در اینجا، محیط عشق به نوعی به مهمانی کریمانه نیاز دارد و کسانی که در این مسیر قرار دارند نباید از هیچ چیز بترسند. شاعر به مشکلات دل و دردهای انسانی اشاره میکند و میگوید که تنها کسی که میتواند این دردها را درمان کند، ساقی یا نوشنده است. همچنین، در این فضا، بحثهای عقیدتی و دینی بیفایده است و فقط کسانی که دل و فکرشان از امور پست و دینی دور است، قابل قبولاند. در نهایت، شاعر به اهمیت هنر و خلوص درونی اشاره میکند و هشدار میدهد که عیوب خود را نباید به جهان نشان داد. اینجا جایی برای سیر و سلوک و نزدیکی به حقیقت و معرفت است.