شمارهٔ ۲۲۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
پی شکستن پیمان بهانه بسیار است
گرم خموش نسازی فسانه بسیار است
به هند، شعلهٔ آه ضعیف من چه کند
که چون قلمرو تقویم، خانه بسیار است
ستارگان همه غارتگران سامانند
بهوش باش که موش خزانه بسیار است
ز حرفم آنچه نفهمی به لطف خود بگذر
زبان موی شکافان چو شانه بسیار است
سری به حرف محبت سلیم اگر داری
به خاطرم غزل عاشقانه بسیار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان پیچیدگیهای روابط انسانی و عواطف عاشقانه میپردازد. شاعر به شکستن پیمانها و دلایل آن اشاره میکند و از بیتوجهی به احساساتش نگرانی دارد. او همچنین به سختیهایی که در عشق وجود دارد و به غم و اندوهی که از ناامیدی ناشی میشود، اشاره میکند. در نهایت به قدرت عشق و زیباییهای آن اشاره شده و از خواننده میخواهد که با محبت و صبر به سخنانش گوش فرا دهد.