شمارهٔ ۲۲۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر کجا موج زند جام شرابی دام است
ساغر باده، گل صبح و چراغ شام است
روشنایی ز فروغ می گلگون داریم
روزن خانه ی ما باده پرستان جام است
قلعه ی قهقهه ی کبک بود دامن کوه
پای خم هست، چه پروای غم ایام است
از محبت کسی آسیب نبیند هرگز
عشق آهوست، همین است که شیراندام است
نیست در دوستی خلق بجز بیم خطر
طفل را دامن مادر چو کنار بام است
هر که زین باغ نظر بست، فراغت دارد
چشم پوشیده، ز آفت، زره بادام است
ره و رسم کرم از دور برافتاده سلیم
میدهند آنچه کریمان به گدا، دشنام است!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لذتهای زندگی اشاره دارد و از مفهوم عشق و دوستی صحبت میکند. شاعر از جام شراب و باده گلگون به عنوان نماد شادی و روشنایی زندگی یاد کرده و به فضاهایی اشاره میکند که در آنها خنده و خوشی وجود دارد. او همچنین به این نکته میپردازد که عشق و محبت حقیقی میتواند از آسیب و غم محافظت کند و در دوستیها باید احتیاط کرد. در نهایت، شاعر به وضعیتی اشاره میکند که در آن کرم و generosity (سخاوت) از میان رفته و کریمان به جای صدقه دادن، دشنام میدهند.