نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست

ماهیان تشنه را ذوقی ز جوی شیر نیست

باعث محرومی ما طالع نااهل ماست

ورنه در اهلیت معشوق ما تقصیر نیست

تا ز آزادی کشیدم دست از کار جهان

خاتم جم بی فغان چون حلقه ی زنجیر نیست

جامه همچون پوست دایم در تنم بی دامن است

بس که ایمن خاطرم زین خاک دامنگیر نیست

سرنوشت خویش را دانسته‌ایم، از ما مپرس

خواب چون آشفته باشد، صرفه در تعبیر نیست

کی توان اصلاح کردن کار عاشق را سلیم

خانهٔ ما از خرابی قابل تعمیر نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات و تفکرات عمیق شاعر درباره عشق و ناکامی‌هاست. شاعر می‌گوید که زیبایی‌ها و عشق‌ها در دسترس نیستند و سرنوشت نابه‌سامان او در واقع نتیجه شرایط نامناسب و تقدیر است. او بر این باور است که گاهی آزادی از دنیا و وابستگی‌ها، بهترین گزینه است و نمی‌توان به راحتی مشکلات عاشقانه را حل کرد. همچنین شاعر اشاره می‌کند که اوضاع زندگی‌اش به شکلی است که قابل اصلاح نیست و از این بابت ناامید است. در کل، شعر پر از احساسات عمیق و تأمل در مورد عشق و زندگی است.