نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است

چو باد تند شود، موج آب بسیار است

کدام دل که ز شوق لبت در آتش نیست

شراب نیست، وگرنه کباب بسیار است

یکی حقیقت دنیا ز عارفی پرسید

جواب داد که تعبیر خواب بسیار است

برای بخل بود عذرها بزرگان را

به کوهسار سخن را جواب بسیار است

چه رازها که بر اوراق هر گلی رقم است

سواد نیست، وگرنه کتاب بسیار است

سلیم یار اگر ترک ما کند چه غم است

برای شبنم ما آفتاب بسیار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وضعیت درونی فرد و احساسات عمیق او اشاره دارد. شاعر از دل‌تنگی و اضطراب ناشی از عشق سخن می‌گوید و به وجود احساسات شدید در دل اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگرچه در دنیا حقایق زیادی وجود دارد، اما انسان‌ها به تعبیر خواب‌ها و واقعیات سطحی بسنده می‌کنند. همچنین، بر کمبودهای عاطفی و بخل‌های برخی بزرگان تأکید می‌کند و بیان می‌کند که رازهای بزرگی در دل طبیعت نهفته است. در نهایت، شاعر به این فکر می‌رسد که اگر یار او ترک کند، نباید غمگین شود، زیرا زیبایی‌ها و نعمت‌های دیگری در زندگی وجود دارد.